|
محمد اگر دروغ میگفت سخنی از علم به میان نمی آورد!
|
امیر مؤمنان (ع) با مخالفان خود كه با تمام جمود و تحجر و با تمام قدرت و لجاجت علیه حكومت او قیام كرده بودند، یعنی با باغیان و مجرمان سیاسی حكومتش آنچنان با بزرگواری و سعهصدر برخورد میكرد كه از حوصله بشر خارج است. بهطوری كه شهید مطهری در این مورد میگوید: « امیرمؤمنان (ع) باخوارج در منتهی درجه آزادی و دموكراسی رفتار كرد… شاید این مقدار آزادی در دنیا بیسابقه باشد كه حكومتی با مخالفین خود تا این درجه با دموكراسی رفتار كرده باشد» (1)
استاد مطهری سپس نحوه برخورد و رفتار شاهكارعلی (ع) با مخالفینش را توضیح میدهد. (2) مخالفان علی (ع) بسیار عنود و لجوج و سرسخت بودند بلوا و آشوب به پا میكردند و بیش از حد آزارش میدادند ولی آن بزرگوار احدی از آنها را ترور نكرد و یا دستور ترور و كشتن آنها را صادر نكرد و حتی ترور كننده جنگ افروزترین دشمن خود را كه فرماندهی جنگ جمل را علیه او برعهده داشت، سرزنش نمود و وعده آتش جهنم به او داد (3) و احدی از مخالفین و منتقدان خود را دستگیر و زندانی نساخت. بلكه یك شلاق حتی یك سیلی هم به آنها نزد.
مخالفین علی (ع) میآمدند، در برابر آن حاكم مقتدر، شجاع و نترس میایستادند. در پیش یاران و عاشقانش با جرأت تمام و بیشرمانه و بیباكانه فحش و ناسزایش میگفتند، توهین و تكفیرش میكردند میگفتند یا علی تو كافر شدهای باید توبه كنی علی (ع) با استدلال و منطق پاسخشان میداد. توجیهشان میكرد تا آرام بگیرند و هدایت شوند ولی فایدهای نداشت، اما علی باز كار به كارشان نداشت، یاران و عاشقانش میخواستند آنها را بزنند، بكشند ولی آن بزرگوار جلوگیری میكرد (4) و نه تنها از ضرب ، مجازات و ترور ممانعت میكرد، بلكه حتی اجازه سب و ناسزاگویی هم به آنان نمیداد و میگفت من دوست ندارم یاران و دوستان من ناسزاگو باشند. دهن به بدگویی بگشایند. (5)
حقوقشان را از بیتالمال قطع نكرد، از مساجد و مجامع اسلامی طردشان نكرد تا روزی كه شمشیر برداشتند و آشوب و بلوا به پا كردند و كشت و كشتار به راه انداختند علی(ع) ازشروع جنگ خودداری نمود، (6) و از هر طریق ممكن اتمام حجت كرد تاجنگی اتفاق نیفتد (7) آنگاه كه همه راهحلهای مسالمت آمیز را به روی خود بسته دید، بهناچار شمشیر بهدست گرفت تا غائله و آشوب را بخواباند، بعد از پیروزی و خواباندن آشوب هم همه را عفو كرد و رهایشان ساخت تا زندگی كنند(8) و اموالشان را به خودشان مسترد نمود و از حكم ارتداد آنها خودداری كرد و عملاً حكم اسلام را برایشان جاری ساخت. (9)
روش علی(ع) نه تنها در جرایم سیاسی بلكه در جرایم و گناهان عادی نیز همینطور بود. علی برای كسی با استدلال و توجیه، جرم و گناه ثابت نمیكرد. اثبات جرم در سنت و سیرت علی جایی نداشت. نه تنها اثبات جرم علیه كسی نمیكرد، حتی از ثبوت جرم هم تا حد امكان و هر مقدار كه راه داشت، جلوگیری می نمود.
امام علی نه تنها مجرمین و متهمین را به اعتراف و اقرار وادار نمیكرد، بلكه آنان را از اعتراف و اقرار به جرم برحذر میداشت و از شنیدن اقرار و اعترافات آنان خودداری میكرد تا جرم و گناه برایشان ثابت نشود و حكم خدا و مجازات برایشان متوجه نگردد و از اسلام شلاق نخورند، رنج و زندان نبینند. یعنی در واقع در ثبوت جرم و مجازت برای مردم، تسامح به خرج می داد و از اعتراف و ثبوت جرم و تحمل مجازات جلوگیری مینمود (10) ولی آنجا كه حد و تعریز ثابت میشد در اجرای آن كوچكترین اغماض و تسامح را روا نمیداشت.
مجرم هركسی و در هر مقام و نسبتی بود، بدون تبعیض، بر اجرای حد و مجازات، پافشاری میكرد. تا حكم خدا را اجرا نكرده از پای نمینشست یعنی سختگیری و حساسیت علی در مسأله جرم و جزا فقط در چهار مورد بود: 1.ظلم بر مردم 2.حقوق مردم ( حقوق خصوصی) 3. حیف و میل وخیانت در بیت المال 4.اجرای حدود بعد از ثبوت جرم و نه در اثبات جرم كه بخواهد جرم را در مورد كسی با تحلیل و استدلال و یا با اعتراف گرفتن به اثبات برساند، آنگاه او را مجازات كند.
نه اصلاً و هرگز!! این بود روش، سنت و سیرت علی(ع) كه در تاریخ زندگی او قطعی و كلمه به كلمه مستند است و اختلافی در میان تاریخنگاران و سیره نویسان وجود ندارد.
پی نوشت ها:
10. علی امیر مؤمنان علیه الّسلام در شنیدن اقرار متهمان گوش سنگینی میكرد و تشكیك مینمود و گاهی هم آنها را از اقرار كردن منع مینمود و میفرمود: «ایعجز احدكم اذا قارف هذهالّسیئةّ ان یستر علی نفسه كما سترالله علیه؛» آیا نمیتوانید گناهی كه مرتكب شدهاید آن را فاش نسازید و به آن اقرار نكنید و روی آن را بپوشانید آنچنانكه خداوند پوشانده است؟! (من لایحضره الفقیه:

اکتشافاتی از کشتی حضرت نوح

وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ
و به راستى آن [سفينه] را بر جاى نهاديم [تا] عبرتى [باشد] پس آيا پندگيرندهاى هست
چرا نام امام زمان (عج) در قرآن نیامده است تا هیچ ابهامی در وجودش باقی نماند ؟

لطفآ به ادامه ی مطلب بروید
قرآن وعسل

«فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ»(۶۹ )
«خوردن عسل براي مردم شفاء است»
سوره : نحل
لطفا به ادامه ی مطلب بروید
حروف مقطعه جلوه ی از اعجاز قرآن | ||||
|

إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ
ما بر [سر]شان يك فرياد [مرگبار] فرستاديم و چون گياه خشكيده [كومهها] ريزريز شدند
حادثه آنقدر ناگهانی روی داد که همه چیز در شهر به همان حالت که در اثنای زندگی روزمره بود دست نخورده ماند و امروز دقیقا به همان گونه که دو هزار سال پیش بودند باقی است. گویی زمان منجمد شده است.
همان طور که خدا می گوید در سنت الهی تغییر وجود ندارد «مشرکان با نهایت تأکید به خدا سوگند خوردند که اگر پیامبرى انذارکننده به سراغشان آید، هدایت یافتهترین امّتها خواهند بود امّا چون پیامبرى براى آنان آمد، جز فرار و فاصلهگرفتن از (حق) چیزى بر آنها نیفزود اینها همه بخاطر استکبار در زمین و نیرنگهاى بدشان بود امّا این نیرنگها تنها دامان صاحبانش را مىگیرد آیا آنها چیزى جز سنّت پیشینیان و (عذابهاى دردناک آنان) را انتظار دارند؟! هرگز براى سنّت خدا تبدیل نخواهى یافت، و هرگز براى سنّت الهى تغییرى نمىیابى»(سوره فاطر 42-43)
البته هیچ تغییری در سنت و قانون الهی پیدا نخواهد شد. هر کس در مقابل این سنت بایستد و عصیان کند مشمول همین قانون خواهد شد. شهر پمپی که نمایشی از انحطاط و سقوط اخلاقی امپراطوری روم بود به سر انجامی همانند قوم لوط دچار گردید.
این شهر نیز به وسیله انفجارهای آتشفشانی کوه «وزوو» نابود شد آتشفشان وزوو سمبل کشور ایتالیا و قبل از آن نشانه شهر ناپل است . کوه آتشفشانی وزوو اگرچه طی دو هزار سال گذشته آرام بوده است اما نام آن را کوه اخطار گذارده اند. چنین نامی به دلیل فجایع و حوادثی بوده است که در تاریخ از این کوه به ثبت رسیده است. فاجعه ای که برای «سدوم و عمورا» روی داد شباهت زیادی به حوادث تخریب گر شهر پمپی داشته است. در سمت راست وزوو شهر ناپل و سمت شرق آن شهر پمپی قرار دارد. مذاب وخاکستر ناشی از فوران آتشفشانی که دو هزار سال پیش روی داد حیات را از این شهر برچید. حادثه آنقدر ناگهانی روی داد که همه چیز در شهر به همان حالت که در اثنای زندگی روزمره بود دست نخورده ماند و امروز دقیقا به همان گونه که دو هزار سال پیش بودند باقی است. گویی زمان منجمد شده است.
اینکه شهر پمپی از صفحه زمین با چنین بلایی محو شد ، بی هدف و اتفاقی نبوده است. اسناد تاریخی نشان می دهد که این مرکز هرزگی و فساد به آنچنان فحشایی محشور بود که حتی فاحشه خانه ها هم چنین شهرتی نداشته اند. مردان به شکل کاملا عریان بر در فاحشه خانه ها می ایستادند. بر اساس سنتی که ریشه اش اعتقادات میتراپرستی بوده است اندام انسان ومقاربتهای جنسی نبایستی پوشیده باشند بلکه باید کاملا آشکارا به نمایش درآیند
لطفآ به ادامه ی مطلب بروید